|
دربارهی اتاقهای فكر (كانونهای تفكر) چه میدانيد؟
|
اتاق فكر بر خلاف آنچه كه اين روزها در كشور ما از آن فهميده مي شود راستي راستي يك اتاق با چند ميز و صندلي و يا يك ميز كنفرانس و جلسه نيست كه هر از گاهي قفل آن رابگشايند و مديران در آن به تفكر و يا خلق فكر بپردازند. |
|
تاریخ انتشار:
۱۰:۵۲ ۱۳۸۸/۱۲/۳ |
کد خبر:
31788 |
منبع: انديشكده آصف |
نسخه چاپی
 |
|
شايد بدانيد اتاق هاي فكر را "قوه ي چهارم" (Think
Tanks) در كشورهاي پيشرفته ي دنيا مي نامند؛ قوه اي در تراز 3 قوه ي ديگر (قانون
گذاري، اجرايي، و قضايي) كه ساختار يك حاكميت را مي سازند. مگر اتاق هاي فكر، كه به
درستي آن ها را كانون هاي تفكر و يا انديشگاه ها هم مي نامند، چه مي كنند كه از
چنين منزلت بالايي در جامعه هاي پيشرفته برخوردارند؟
اتاق فكر بر خلاف آنچه كه اين روزها در كشور ما از آن فهميده مي شود راستي راستي يك
اتاق با چند ميز و صندلي و يا يك ميز كنفرانس و جلسه نيست كه هر از گاهي قفل آن
رابگشايند و مديران در آن به تفكر و يا خلق فكر بپردازند.
اتاق فكر، البته نوع حرفه اي و اصولي آن، بنا بر ماهيت يك پژوهشكده يا مركز
تحقيقاتي است كه دست كم پنج پژوهشگر تمام وقت و دست بالا تا صدها پژوهشگر در آن كار
مي كنند؛ البته اين نوع پژوهشكده تفاوت هاي محسوسي با ساير پژوهشكده ها دارد. دليل
آن موضوع هايي است كه براي پژوهش به اتاق هاي فكر محول مي شوند. پس با تخصيص يك
اتاق و چند ميز وصندلي و سال و ماهي يك جلسه در آن، چيزي به نام اتاق فكر شكل نمي
گيرد .
متاسفانه مديراني كه ترجيح مي دهند همه ي مفاهيم و
ايده ها را سرسري بگيرند و صرفاً از باب همراهي بامد، خود را مشتاق تشكيل اتاق فكر
نشان مي دهند، اتاق متعارف جلسه هاي مديران را كه معمولاً در هر سازماني وجود دارد،
با نصب يك تابلوي شيك كه همه بتوانند آن را ببينند ، به اتاق فكر تبديل مي كنند و
گاهي افرادي مثل من را هم براي بازديد از آن دعوت مي فرمايند !
باور كنيد يكي از سازمان هاي دولتي از مشهد مرا با كلي كبكبه و دبدبه دعوت كرد تا
ضمن اين كه بازديدي از اتاق فكرش داشته باشم، در جلسه ي هفتگي اتاق فكرش حضور به هم
رسانم.
من مدت ها به اين سرسري گيري و ساده سازي مفهوم پيچيده اي چون اتاق فكر مي
خنديدم.اگر بخواهيم به زبان فنيِ دقيق صحبت كنيم، آنچه اتاق هاي فكر انجام مي دهند
توليد محصولي به نام "هوشمندي استراتژيك ((Strategic Intelligence با طعم آينده"
است! هر سندي استراتژيك در واقع يك "بسته ي سياسي" يا "بسته ي كمك به تصميم گيري"
است و سياست گذاري و تصميم گيري را براي سياست گذاران و مديران ارشد تسهيل مي كند.
قبل از آن كه بخواهم نامي ساده تر براي آنچه دراتاق هاي فكر توليد مي شود پيشنهاد
كنم، بايد بگويم كه سياست گذاران و تصميم گيرندگان مي توانند با سه رويكرد سياست
گذاري كرده و يا تصميم بگيرند، كه هر رويكرد را مي توانيم در جاي خود يك پارادايم
بناميم:
1. سياست گذاري و تصميم گيري بر پايه ي تجربيات و نظرگاه هاي
شخصي : اين پارادايم به شدت "شخص محور " است و نمي تواند در دنياي پيچيده و
متغير امروز ، محلي از اعر اب داشته باشد. سياست گذاري ها يا تصميم گيري هاي شخص
محور، ثمره اي جز ترور آينده ي ملت ها، سازمان ها و شركت ها ندارد.
2. سياست گذاري یا تصميم گيري بر پايه ي كار كارشناسي:
اين پارادايم كه به سنّتي ديرينه درسازمان هاي ايراني، حتي حساس ترين آن ها،
تبديل شده، از انديشه و نظرگاه هاي جمعي كارشناسان بهره مي گيرد و به يك سياست يا
تصميم مي رسد. اين پارادايم هرگاه در جاي خود و به عنوان مكمل پارادايم سوم به كار
رود، نه تنها مذموم نيست كه مي تواند مقبول هم باشد. اما به خودي خود براي طراحي
سياست هاي بلندمدت و يا تصميم گيري هاي استراتژيك ناكارآمد است و سازمان ها را
گرفتار ناكارآمدي در سياست گذاري ها / تصميم گيري هاي بلندمدت و استراتژيك مي كند.
دلايل آن را بعداً توضيح خواهم داد.
3. سياست گذاري یا تصميم گيري بر پايه ي پژوهش هاي نظام مند:
اين همان پارادايمي است كه تشكيل اتاق هاي فكر به معناي درست و اصولي آن را ضروري
مي سازد . طراحي سياست ها و اتخاذ تصميم هاي كليدي و استراتژيك، كه با آينده ي ملت
يا سازمان سروكاردارند بايد مبتني بر پژوهش هاي ژرف و نظام مندي باشد كه توسط
پژوهشگران در اتاق هاي فكر انجام مي شوند. به همين دليل است كه اتاق هاي فكر را
گاهي نهادهاي "سياست پژوهي" و گاهي نهادهاي "تصميم سازي " مي نامند.
با توجه به پيچيدگي ها و عدم اطمينان نهايي كه در ذات جهان امروز نهفته است، سياست
گذاري و تصميم گيري كارآمد به شرطي حاصل مي شود كه هر سه پارادايم يادشده به گون
هاي يكپارچه به اجرا درآيند: يعني هم پژوهش هاي نظام مند صورت گيرد، هم كارشناسان
خبره نظر بدهند ، وهم شخص سياست گذار يا تصميم گيرنده كه در رأس هرم قدرت كشور يا
سازمان قرار دارد، بتواند تجربه و شهود شخصي خود را به طور متعادل و منطقي در
فرايند سياست گذاري ياتصميم گيري به كار بندد. همچنان كه حال و روز ملت هاي پيشرفته
ي اسير در باتلاق بحران اقتصادي امروزِ جهان نشان مي دهد، حتي كشورها و سازما نهايي
كه از تمامي پارادايم ها و صد البته، انواع و اقسام علوم و فنون پيچيده ي سياس
تگذاري و تصميم گيري بهره مي گيرند ، و نه يك اتاق فكر كه شبكه اي از اتاق هاي فكر
را پشتيبان خود دارند كه يكي از آن ها چون انديشگاه در آمريكا تنها 1600 پرسنل
دارد، باز هم سياست هايي وضع مي كنند و يا (RAND) رندتصميم هايي مي گيرند كه به خطا
مي روند تا چه رسد به ملتها و سازما نهايي كه فاقد چنين اتاق هايي باشند.
خوشبختانه در كشور ما سال هاست كه پار هاي از اتاق هاي فكر حرفه اي، اين جا و آن جا
شكل گرفته و در فرايند هاي سياست گذاري ها و تصميم گير يهاي كليدي و استراتژيك حضور
موثر دارند.
حسن بزرگ اتاق هاي فكر امروزين آن است كه زبان علم سياست گذاري و تصميم گيري را
بازبان تجربه ي كارشناسي در هم مي آميزند، و هوشمندي استراتژيك توليد مي كنند .
اما اگربخواهيم ساده تر صحبت كنيم، كار اتاقهاي فكر همچنان كه از نامشان بر مي آيد
توليد "فكر" است. اما اين سوال پيش م يآيد كه خود "فكر " چيست؟ فكر در واقع به
"ايده " يا "نظريه "اي گفته مي شود كه براي حل يك مشكل يا بهره گيري از يك فرصت به
كار مي آيد. به عنوان مثال،در اوان شكل گيري اتاق هاي فكر امروزين، يعني در دهه ي
1940 و 1950 م، خود اتاق فكر يك ايده ي خوب براي تسهيل سياست گذاري و تصميم گيري
بوده است.
در دهه ي 1950 كه دنيا ،پس از جنگ جهاني دوم به دو قطب شرق و غرب (كمونيسم و سرمايه
داري) تقسيم شده بود ،سياست گذاران امنيتي و نظامي در آمريكا نمي توانستند به روش
هاي سنّتي رايج سياست گذاري كرده و يا تصميم هاي خطير را درباره ي مسايل جهاني و يا
كنترل پيشروي كمونيسم بگيرند . ازاين رو بود كه نيروي هوايي ايالات متحده در سال
1947 م نخستين اتاق فكر به نام انديشگاه رند تاسيس كرد تا مددكار تصميم گيري هاي
حساس فرماندهي اين نيرو باشد
بعدها كه سردمداران نيروهاي مسلح آمريكا در پنتاگون
(وزارت دفاع آمريكا ) طعم سياست ساز ي ها و تصميم سازي هاي رند را چشيدند، آن را از
اختيار نيروي هوايي خارج و آن را به يك نهاد مستقل تبديل كردند تا كل نيروهاي مسلح
و وزارت دفاع و حتي ديگر وزارت خانه ها و شركت هاي بزرگ اين كشور نيز بتوانند از
خدمات پژوهشي و فكري آن براي اتخاذ سياست ها و تصميم هاي كليدي شان ياري بگيرند.
نظريه اما در فرهنگ سياست گذاري مشتمل بر ايده هاي كلي و كلان براي حل يك مشكل
اجتماعي بزرگ و عمده است.
مثلاً نظريه ي "امنيت به مثابه ي خلق فرصت" را در نظر بگيريد. اين نظريه در مقابل
مفهوم سنّتي امنيت ابداع شده كه بر رفع تهديدها و مخاطرات يك كشور از طريق اقدامات
امنيتي (نظامي و انتظامي) متعارف تاكيد مي كند . دراين نظريه ي جديد، كه مي توان آن
را تعريفي "َنرم " از امنيت در مقابل تعريف "سخت " قديمي دانست، امنيت از طريق خلق
فرص تهاي اثربخش براي افراد، ازمان ها، شركت ها و ملت ها حاصل مي شود. اين نظريه
استدلال مي كند كه افزايش فرصت ها هموار ه مترادف با افزايش حاشيه ي امنيتي خود
سازمان يا ملت است.
به عنوان مثال، دستيابي ايران به فناوري هسته اي صلح آميز را در نظر بگيريد. اين
موفقيت تاريخي ، فرصت هاي داخلي و خارجي شگرف وگوناگوني را براي ملت نستوه ايران مي
آفريند، و از اين طريق به افزايش حاشيه ي امنيت كشورما كمك مي كند. خارجي ها و يا
آن طور كه معمولاً مي گوييم، استكبار جهاني از هر راه ممكن درصدد تضعيف امنيت ملي
ايران اسلامي است و اين را نيك مي داند كه اگر بتواند مانع موفقيت هاي از اين دست
براي ملت ما شود، ميزان فرصت هاي داخلي و خارجي ما كاهش مي يابد و مآلاً امنيت ملي
ما آسيب مي بيند. در جايي كه سازمان ها و شركت ها مي توانند مشكلات خود را بر پايه
ي اين يا آن "ايده" حل كنند و يا فرصت هاي پيش روي خود را مغتنم بشمرند، جوامع براي
حل مشكلات اساسي خود نيازمند نظريه هاي كارآمد هستند.
اما كار اتاق هاي فكر را نيز مي توان به گونه اي ديگر
توضيح داد . يك رهبر يا مدير در هرسطحي كه باشد، براي آن كه بتواند آگاهانه و
عاقلانه تصميم بگيرد بايد "خردمند" باشد .
خردمندي را فرهنگ و بستر به "توانايي گرفتن تصميم هاي عاقلانه " تعبير شده است. اين
نوع خردمندي از چهار نوع عنصر تشكيل مي شود كه عبارتند از:
1. ماموريت
2. آرمان
3. ارزش هاي بنيادين
4. دكترين
بنابراين وقتي يك سازمان را مثلاً خردمند مي دانيم كه هر چهار عنصر ماموريت ، آرمان
،ارزش هاي بنيادين و دكترين آن كاملاً شفاف و حتي مدون باشند .
مدون بودن خردمندي سازماني مزاياي گوناگوني دارد كه اهم آن ها عبارتند از:
1. انتقال پذيري آسان و شتابانه: آنچه مدون است آسان تر و زودتر به كاركنان سازمان
منتقل مي شود.
2. نقدپذيري: آنچه شفاهي باشد، نقد آن عملاً دشوار و گاه غيرممكن است. آنچه كه
مكتوب باشد اما به سهولت قابل نقد و بررسي است.
روي هم رفته، اين چهار عنصر كه خردمندي سازماني را تشكيل مي دهند ، زيربناي هر نوع
سياست گذاري و تصميم گيري در سطح ملي يا سازماني و شركتي و حتي فردي به شمار مي
آيند.
از اين روست كه وقتي شما اتاق فكري براي خدمت به سازمان يا شركت تان مي سازيد،
نخستين كاري كه كه از آن انتظار داريد، تعريف و تدوين عناصر چهارگانه ي بالاست.
حالا جالب است بدانيد كه چهار عنصر تشكيل دهنده ي خردمندي سازماني را به شرطي كه
تحقق آرمان شما مقيد به افق زماني خاصي باشد، روي هم رفته "چشم انداز" (Vision) مي
نامند . برخي افراد، چشم انداز را هم چون يك آرمان مقيد به زبان تعريف مي كنند، اما
اين تعريف كامل نيست.
هر گاه روزي شما بخواهيد به واسطه ي اتاق فكر سازماني يا شركتي خودتان يا به مدد يك
مشاور بيروني، بيانيه ي چشم انداز بنويسيد، لزوماً بايد هر چهار عنصر بالا را به
دقت تعريف وآرمانتان را مقيد به افق زماني مشخصي مانند 20 سال كنيد.
پس، يكي از پايه هاي محصولاتي كه توسط اتاق هاي فكر سازماني یا شركتي توليد مي شود
،چشم انداز سازمان یا شركت است تدوين چشم انداز 20 ساله يا فراتر از آن، اغلب
مستلزم آينده پژوهي هاي سنگين است. به همين دليل است كه آينده پژوهي با گوشت و پوست
اتاق هاي فكر عجين شده است. و آينده پژوهي از علوم پيچيده ي روزگار ما است كه آسان
به چنگ نمي آيد.
بنابراين، حالا بهتر مي توانيد احساس كنيد كه چرا سياست گذاري هاي شخصي محور
ياكارشناسي محور نمي توانند جوابگوي سياست گذاري ها یا تصميم گيري هاي بلندمدت و
استراتژيك باشند؛ زيرا كمتر رهبر و مديري پيدا مي شود كه آشنا به فنون حرفه اي
آينده پژوهي بوده و درعين حال فرصت انجام آينده پژوهي هاي سنگين را هم داشته باشد.
كارشناسان سازماني یا شركتي به معناي عرفي و مرسوم آن نيز فاقد چنين مهارتي هستند.
پس، چاره ي ديگري جز تشكيل اتاق هاي فكر براي سازمان ها یا شركت ها باقي نمي ماند.
نظرات بینندگان:
مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است
|