tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
کد خبر: ۶۷۱۱۳۵
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۳:۰۳ 25 February 2017
امتیاز خبر: 84 از 100 تعداد رای دهندگان 5486
ریزگردهای خوزستان تابستان و زمستان نمی شناسند و هر زمان که بستر خشک تالاب ها و بیابان های انسان ساخت شرایط را فراهم کنند با اندک طوفانی در آسمان معلق می شوند و بلای جان مردم جنوب غرب ایران می شوند. اگرچه دولت یازدهم نشان داده که برنامه هایی برای حل بحران دارد ولی گویا هنوز هماهنگی های لازم برای آغاز حل بحران در دولت وجود ندارد.

به گزارش «تابناک» در هفته های اخیر بار دیگر پدیده ناخوشایند ریزگردها امان را از مردم خوزستان گرفت و زندگی آنها را شدیداً به چالش کشید. اگرچه صحبت از چرایی بروز این پدیده به نظر تکراری می رسد اما گفتن از ریشه های مشکل و کارشکنی های موجود به امید شکل گیری یک انسجام ملی و دولتی برای حل مشکل یک ضرورت انکار ناشدنی است.

با هدف باز نمایی بیشتر ابعاد مشکل ریزگردها و خسارت های بر آمده از آن به سراغ دکتر حسین آخانی استاد تمام دانشکده علوم دانشگاه تهران رفتیم و در این باره سئوالاتی از او پرسیدیم.

آنچه در ادامه می خوانید، مشروح این گفت و گو است؛

-آقای دکتر لطفاً برای شروع در مورد ریشه ها و علل طبیعی وقوع ریزگردها صحبت کنید؟

بله با سپاس از شما، واقعیت این است که پدیده ریزگرد پدیده جدیدی نیست و وقوع آن در دوره های مختلف تاریخی امری عادی بوده و در دوران محتلف زمین شناسی هم همیشه اتفاق افتاده است. ریزگرد معمولاً در مکان های خیلی خشک شکل می گیرد و طوفان که می آید امکان جابجا شدن گردو خاک ایجاد می شود. این اتفاق همین الان نیز در صحرای آفریقا وجود دارد و آثار گرد و خاکی که از این منطقه بلند می شود تا دور دست ها منتقل می شود.

-شما نقش عوامل انسانی را در شکل گیری پدیده ریزگردها چگونه می بینید؟

همانطور که گفتم ما نمی توانیم در چارچوب عوامل طبیعی ریزگرد را امری غیر عادی و عجیب تلقی کنیم، اما آنچه جدید است به فعالیت های انسانی بر می گردد.

نکته مهم این است که هر جایی که بیابان زایی توسط انسان تشدید بشود، چون طبیعت فرصت تطبیق خودش را با محیط ندارد پدیده هایی مثل ریزگرد تحت عوامل انسانی شکل خواهد گرفت. این مهم به خصوص اگر جنگلی تبدیل به منطقه باز یا تالابی تبدیل به بیان شود، بیشتر نمود پیدا می کند. به دلیل اینکه هنوز گیاهان فرصت پیدا نکرده اند در اکوسیستم جدید وارد بشوند خاک ناپایدار است و ریزگردها در آسمان پراکنده می شوند.

-در کشور ما کدام عوامل انسانی به دامنه دارتر شدن پدیده ریزگرد، کمک می کند؟

در ایران ریزگردهایی که منشأ انسانی دارند، بسیار زیاد است و از نمونه های بارز آن تبدیل تالاب ها به مناطق خشک است که سبب شده خاک بستر تالاب ها به دلیل رسی و ریزدانه بودن، در اثر کوچکترین طوفانی به سرعت جا به جا شود.

شخم زدن زمین های دیم زار توسط انسان که در ایران امری متداول است نیز یکی دیگر از اقدامات انسانی است که به شکل گیری ریزگردها کمک می کند.

منشأ انسانی دیگر در اثر چرای مفرط دام انجام می شود که آن هم با توجه به اینکه تعداد دام های مراتع ایران زیاد و سه برابر ظرفیت مرتع است، نقش مهمی در فرسایش خاک دارد.

عامل چهارم انسانی که باید به آن اشاره کرد و در شکل گیری پدیده ریزگرد موثر است، فعالیت های عمرانی است. فعالیت های عمرانی به خصوص در معادن و کارخانه که البته شهرسازی و جاده سازی را هم باید به آن افزود. برای مثال بسیاری از معادن شن و ماسه که در اطراف شهرها هستند مستعد شکل دادن به ریزگردها هستند.

جدا از عوامل انسانی که به آنها اشاره کردم، یک عامل جدید دیگر نیز به عوامل قبلی اضافه شده است که کمتر در مورد آن صحبت می شود و آن استفاده از ماشین های آفرود است که در مناطق بیابانی یا برای تفریح و یا قاچاق مورد استفاده قرار می گیرند.

برای نمونه در بستر دریاچه هامون که خشک شده است این مسئله بسیار حاد است و شما آنجا شاهد هستید که روزانه صدها ماشین قاچاق بنزین و گازوئیل از بستر خشک شده دریاچه هامون که مستعد بروز ریزگردها هستند عبور می کند و ریزگرد فراوانی ایجاد می شود.

-در حوضه آبریز کانون چه کرده ایم که امروزه پایین دست آن با این همه رنج و مشقت ناشی از ریزگردها مواجه شده است؟

متأسفانه چه در رود کارون، چه در رود دز و چه در رود زهره با بهره برداری وسیع و سدسازی های گسترده ای که داشتیم و اخیراً انتقال آب را هم به آن افزودیم، مشکلی که گفتید ایجاد شد و حالا برگشت به شرایط سابق بسیار دشوار است.

واقعیت این است که اصلاً دلیل به وجود آمدن دشت خوزستان، سیلاب های گسترده ای بود که از رشته کوه های زاگرس به این سمت در جریان بود.

خوزستان دشتی آبرفتی است که سیلاب ها مواد خود را می آوردند، در آنجا رسوب می کرد و دشت خوزستان را ایجاد می کردند. این برای خوزستان نعمت بزرگی بود چون خاک غنی به منطقه منتقل می شد و دیگر اینکه شوری خاک از بین می رفت و باعث که پس از یک شست و شوی طبیعی پوشش گیاهی گسترده ای در منطقه ایجاد شود.

البته این همه فواید سیلاب ها نبود و از سویی آب های اضافی تالاب ها را شکل می داد که ضمن پایداری طبعت نقش موثری در اقتصاد مردمی از جمله ماهی گیری داشت.

سیلاب ها سود دیگری نیز داشتند و آن این بود که در محل ورود به دریا آب دریا پس زده می شد و این خود باعث کاهش شوری خاک مناطق ساحلی همچون اروند رود و ایجا شرایط مناسب برای تخم گذاری ماهی ها در ساحل شده بود.

پس از بین رفتن رودها و اقدامات گسترده و مخرب انسانی، آب دریا پیش روی کرد و تنها یکی از آثار مخرب این رخداد از بین رفتن نخلستان ها بود.

متأسفانه در دشت خوزستان اکنون با شرایطی رو به رو هستیم که همه مواهب طبیعی از آن گرفته شده و بلا به خوزستان هدیه داده شده است.

- هر چند دولت یازدهم در این سال ها اقدام هایی را برای حل مشکلات ناشی از گرد و غبار آغاز کرد ولی شواهد نشان می دهد که این تلاش ها یا کافی نبوده  و یا نتیجه موفقی نداشته است. شما در این مورد چه نظری دارید؟

من معتقدم هر قدمی که به هر طریق دولت یا سایر نهادها در جهت احیای منطقه و کاهش خسارات آلودگی بر می دارند را باید مثبت ارزیابی و از آن تشکر کرد. این ها تا حدودی تأثیرات خوبی داشته است ولی متأسفانه مشکل این است که همچنان ما شاهد مقاومت هایی از طرف وزارت نیرو و وزارت نفت در برابر تلاش ها برای کاهش آلودگی های ریزگردی هستیم؛ تلاش هایی که مشکل ریزگردهای خوزستان را بسیار پیچیده کرده است.

بخش بزرگی از مسیر حل بحران به وزارت نفت و وزارت نیرو باز می گردد و این دو وزارتخانه به دلیل منافعی که از طریق نفت و سدها دارند، در برابر تلاش ها مقاومت می کنند.

همگی باید بدانیم که هنگامی که تغییر کاربری در محیط طبیعی ایجاد کنیم، برگشت از آن کار آسانی نیست ولی من تصور می کنم با افزایش مطالبات مردمی و افزایش توجه دولت اتفاق های مثبتی در مورد این مسئله صورت پذیرد.

-همانطور که می دانید، دولت در مورد بحران دریاچه ارومیه اقدام به تأسیس یک نها مستقل به نام ستاد احیای دریاچه ارومیه کرد. به نظر شما آیا نمی توان از آن تجربه استفاده کرد و اقدام مشابهی در بحث ریزگردها انجام داد؟

- اتفاقاً همین چند روز پیش شخصاً نامه ای به آقای رئیس جمهور نوشتم و این پیشنهاد را مطرح کردم. معتقدم باید یک ستاد مستقل در مورد مقابله با ریزگردها تشکیل شود که تحت تأثیر دستگاه های ذینفع نباشد و موضوع را از طریق علمی دنبال کند.

تجربه ای که در ارومیه داشتیم نیز کمک خوبی خواهد بود به خصوص اگر ضعف های ستاد ارومیه در این موضوع تکرار نشود.

- همانطور که می دانید در بحران ریزگردهای جنوب غرب ایران، عوامل خارجی و خشک شدن دجله و فرات نیز موثر بوده است. با توجه به اینکه ترکیه سال هاست در مقابل سرچشمه های دجله و فرات سد می سازد و آب های آن را در کشور خود متوقف می کند، به عنوان سئوال پایانی بفرمایید این عامل و این رفتار کشور ترکیه را در بروز بحران چگونه ارزیابی می کنید؟

-حقیقت این است که فاجعه دخالت در منابع آبی در خاورمیانه به یک مسابقه تبدیل شده است و کشورهایی مثل ایران و ترکیه که خود دارای منابع آب زیادی هستند هر دو نقش مخربی در این مسیر دارند. البته ترکیه نقش پر رنگ تری دارد چون منابع آب این کشور خیلی بیشتر است و بخش عمده ای از منابع آب دجله و فرات از ترکیه تأمین می شود.

من تصور می کنم ما در منطقه نیاز داریم به یک حرکت جمعی و فراملی در حوزه های اجتماعی، اقتصادی و دانشگاهی که کشورها را واردار کند در این زمینه مراعات حال یکدیگر را بکنند و در مسیر توسعه شرایط هم دیگر را در نظر بگیرند.

حرکتی فراملی باید آغاز شود و باید به حکومت ها گوشزد کند که آب تنها به مناطق بالادست اختصاص نداردبلکه به کل اکوسیستم ها تعلق دارد.

کنوانسیون و تهمیدات بین المللی باید در نظر گرفته شود که کشورها را مجبور کند تا اینگونه با سرنوشت کشورهای همسایه بازی نکنند و حقابه حوزه های آبی پایین دست را نیز پرداخت کنند.

-از وقتی که به من دادید، سپاسگزارم و برای شما آرزوی موفقیت می کنم.

من هم از شما سپاسگزارم.

 
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
tabnak-adv
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: